هر شعر ... یک دنیا

از هرچه در خیال من آمد نکوتری


فاصله ی ساقه تا شکـــوفه ...

فاصله ی خیال تو با من ...

فــــریادی است که 

با مرگ خامــــوش میـــشود !!



شاعــــر : کیکاووس یاکیده



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 15:49 به قلـم رهگذر |

همه ی آدمـــهایی که مرا میشناسند

میدانند که من ...

چه آدم حسودی هستم !

و

همه ی آدمهایی که تو را میشناسند ...

لعنت به همه ی آدمهایی که تو را میشناسند !!






شاعــــر : نزار قبانی



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 15:42 به قلـم رهگذر |

حرفی نمیمونه به جز ... تلخی حرف آخرم

فرقی رو قائل نیستم ، باید که از تو بگذرم


باید برید از قلب تو بــــندی رو که پابندته

عیبی نداره واسه من تلخی فقط یه عادته


ساده نمیگیرم ، فقط ... از هر خیالی خالیم

من گم شدم تو عمق درد ، درگیر این بی حالیم


تو هر ورق از خاطرم یاد تو همراهی شده

گوش من از حرفای تو ، بی باور و خالی شده


از هر غمی غمگین ترم ؛ از هر دری هم در به در

من میرسم آخر کجا ؟ بی مقصد و بی همسفر


فرقی رو قائل نیستم ، حرفی نمونده بین ما

تصویرت از ذهنم پرید ! عشقی نمونده بین ما


میرم ، دلیلی نیست ... پس اصرار تو بی فایدست

این باختن سهمم نبود ، بازی تو بی قاعدست


حسم بهت بی حسیه ، من خالیم از عشق تو

بغض گلومو میخورم ، ناراحتم از دست تو ...






شاعــــر : یاسمین صالح زاده



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 15:35 به قلـم رهگذر |

همـــــه چیز

از جایی شروع شد که ...

گفتــــی دوستم داری !

گاهــــی

برای یک عمــــر بلاتکلیفی

بهـــــانه ای کافی است !



شاعـــــر : لیلا کردبچه



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 5:6 به قلـم رهگذر |

و چـــــه انتظار بزرگی است ،

اینکه بدانــــــی ...

پشت هــــر " دوستت دارم " 

چقــــــدر دوستت دارم !!






شاعــــر : لیلا کردبچه



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 5:3 به قلـم رهگذر |

بال بال مــــیزنم !

نه پــــرنده ام ،

نه فـــــرشته !


تـــــــو را میـــــخواهم ... !






شاعـــــر : مهدیه لطیفی



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 4:57 به قلـم رهگذر |

بــــــودن ،

یا نبــــــودن ؟!

مسئـــــله تویی ...



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 1:37 به قلـم رهگذر |

آینه اتـــاقت را ،

با آینه ی اتاقم عوض میـــکنی ؟!

اینکه فقط مــــرا نشان میدهد ...



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 1:2 به قلـم رهگذر |

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت

زندگی بعد تو بر هیچکس آسان نگرفت


چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند

شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت


دل به هرکس که رسیدیم سپردیم ولی

قصه ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت


تاج سر دادمش و سیم زر ... اما از من

عشق ، جز عمر گرانمایه به تاوان نگرفت


مثل نوری که به سوی ابدیت جاری است

قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت






شاعــــر : فاضل نظری



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 0:46 به قلـم رهگذر |

مثل قالی نیمه تمام ...

به دارم کشیده ای !

یا ببافم ، یا بشکافـــــم !

اول و آخــــر که به پای تو می افتم ....



شاعــــر : علیرضا حاجی بابایی



دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت 0:3 به قلـم رهگذر |