هر شعر ... یک دنیا

از هرچه در خیال من آمد نکوتری


مرا عمری به دنبالت کشاندی

سر انجامم به خاکستر نشاندی


ربودی دفتر دل را و افسوس

که سطری هم از این دفتر نخواندی


گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت

پس از مرگم سرشکی هم فشاندی


گذشت از من ولی آخر نگفتی

که بعد از من به امید که ماندی ؟

....










شاعــــر : فریدون مشیری



شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ ساعت 23:45 به قلـم رهگذر |